تفکر طراحی تنها یک فرآیند نیست، یک نگرش است!

۱۳۹۷/۰۶/۱۷

اخیرا می‌بینیم که تفکر طراحی مورد توجه و صحبت قرار گرفته. شاید بتوان گفت یکی از جذاب‌ترین مدل‌ها برای تعریف نوآوری با محوریت حل مسائل انسان‌ تفکر طراحی است. اما این مفهوم به هیچ وجه مفهوم تازه‌ای نیست و قدمت زیادی دارد.

برداشت اشتباهی که از تفکر طراحی می‌شود، این است که تفکر طراحی یک فرمول جادویی است که معمولا 4-5 مرحله دارد و اغلب همراه با تاکید بر طوفان فکری، ایده‌پردازی و تعداد زیادی کاغذ چسبی رنگی اجرا می‌شود و همینجاست که مشکل آغاز می‌شود.

مهمترین موضوع این است که اول از همه باید این موضوع درک شود که چارچوب تفکر طراحی یک فرآیند خطی نیست و همین‌طور یک فرمول جادویی نیست که آن را بیاموزید، آن را انجام دهید و از آن نتیجه بگیرید. هر فرآیندی ناخواسته از یک مشکل آغاز می‌شود. در حقیقت هیچ فرآیند طراحی‌ای خطی نیست. وقتی گفته می‌شود این فرآیند تکرار شونده است. منظور این نیست که مراحل 1و2و3و4و5 به ترتیب انجام شوند و تمام! این فرایند بیشتربه این شکل است 1و3و4و2و5و1و4و5و5و4و2و1و5. و دوباره و دوباره و دوباره این فرآیند ادامه دارد تا زمانی که شما به محصولی نوآورانه که با نیازها و انتظارات کاربران در دنیای واقعی هماهنگ شود برسید.

تفکر طراحی موضوع ساده‌ای است و می‌توان آن را به عنوان یک نگرش دانست که به ما می‌گوید چه‌طور به مسائل اطراف‌مان نگاه کنیم. یک نگرش که به ما کمک می‌کند بیشتر متوجه همه‌چیز باشیم و برای نوآوری باز باشیم. متدولوژی‌ها و فرآیندها مهم هستند اما این‌ها فقط ابزارند. چیزی که یک نفر نیاز دارد این است که نگرش درست داشته باشد تا بتواند تفاوت ایجاد کند و بتواند مسیر درست برای رسیدن به راه‌حل درست را بیابد. بنابراین چیزی که شما نیاز دارید نگرش درست تفکر طراحی است.

۱- کنجکاو و مشاهده‌گر باشید

اگر عمیق به تفکر طراحی نگاه کنید می‌بینید که باید کنجکاو باشید، یک مشاهده‌گر عمیق در مورد اتفاقاتی که در اطراف شما می‌افتد، باشید. شما باید در مورد اینکه چرا هر چیزی در اطراف شما اینگونه است کنجکاوی کنید. چرا بعضی چیزها درست کار نمی‌کند و چرا مردم اینگونه رفتار می‌کنند. وقتی که الگوی کنجکاوی را در خود تقویت کنید از قضاوت دوری می‌کنید و به درک بهتری از هرچیز در اطراف خود می‌رسید.

مشاهده‌گر بودن یعنی توجه کردن به جزئیات، مشاهده لزوما به معنی دیدن لایه‌های زیرین چیزی که می‌خواهید بدانید نیست. مشاهده، کنجکاوی و پرسیدن سوالات برای فهمیدن چیزهای جدیدی‌ست که از وجود آن‌ها خبر ندارید. کنجکاوی شما را به سمت همدردی با افراد و سیستم‌ها سوق می‌دهد به شما کمک می‌کند با افراد ارتباط برقرار کنید و روابط عمیق‌تری با آن‌ها بسازید و مسائل را از دیدگاه جدیدی ببینید.

۲- همدردی کنید

نکته مهم بعد از کنجکاوی همدردی است. زمانی که شما محصول یا راه حلی را برای فردی دیگر طراحی می‌کنید. بزرگترین چالش درک افرادی است که برای آن‌ها طراحی انجام می‌دهید. ما معمولا کابران فرضی می‌سازیم و بدتر اینکه تلاش می‌کنیم فرض کنیم چه تجربه‌ای از جهان دارند. تصور می‌کنیم که آن‌ها تجربه‌ای شبیه خود ما دارند و این همان جایی است که دچار خطا می‌شویم. ما نیاز داریم مدل ذهنی کاربر و اینکه آن‌ها دنیا را چگونه می‌بینند را بفهمیم و این همان‌جایی است که همدردی ظهور می‌کند و به ما کمک می‌کند درک کنیم آن‌ها چطور فکر می‌کنند، چه احساسی دارند، هر روز چه‌طور رفتار می‌کنند. (به ویژه در محیط و شرایطی که به محصول و خدمت شما مرتبط است.)

چه‌طور و مهم‌تر اینکه چرا آن‌ها اینگونه احساس و رفتاری دارند؟ همدردی به شما اجازه می‌دهد این موضوع را بفهمید. حالا اینکه شما چه‌طور همدردی کنید و دید پیدا کنید؟ یکی از بهترین راه‌های به‌دست آوردن همدردی درگیرشدن مستقیم با مردم است. روش‌هایی مانند جلسات طراحی مشترک، تحقیقات کاربری و مصاحبه می‌تواند به شما کمک کند تا بفهمید آن ها چه‌طور، چرا و چه ارزشی را در محصول شما می‌ببینند.

۳- فقط بهینه سازی نکنید! برای نوآوری به چالش بکشید

فورد میگوید : " اگر از مردم می‌پرسیدم به چه نیاز دارید آن ها می‌گفتند اسب‌هایی سریع‌تر" استیو جابز می‌گوید : " اغلب مردم نمی‌دانند چه می‌خواهند تا زمانی که چیزی را که می‌خواهند به آن‌ها نشان دهید. قبل از آیفون ما نمی‌دانستیم چه طور باید از یک تلفن بدون صفحه کلید استفاده کنیم. هر روز ما چیزهای جدیدی بر اساس فرضیات تجربه‌های گذشته‌مان می‌سازیم و خیلی از آن ها بر اساس تجارب زیادی است که کم و زیاد دقیق هستند و به ما کمک می‌کند بار شناختی(cognitive load) کمتری داشته باشیم. در صورتی که در زمان حل مسائل نو و با راه‌های نوآورانه، یک طراح باید فرضیات و موانع ناخودآگاه را به چالش بکشد. فرضیاتی مانند اینکه شما چه کارهایی را می‌توانید انجام دهید و چه کارهایی را نمی‌توانید. به چالش کشیدن فرضیاتتان به شما کمک می‌کند وضعیت فعلی را به چالش بکشید و بپرسید: " این چه‌طور می‌تواند بهتر انجام شود؟" چیزی که ما مسئله می‌نامیم نشانی از دلیل اصلی است. وقتی که می‌خواهیم خیلی سریع به یک راه‌حل برسیم ممکن است مشکل دوباره بروز کند. به جای راه‌حل‌های نزدیک به ذهن نیاز داریم نشانی از علت اصلی بیابیم تا بتوانیم تغییرات ماندگارتری ایجاد کنیم. نوآوری زمانی اتفاق می‌افتد که از علت اصلی مساله الهام بگیریم.

۴- تصویر بزرگ را در نظر بگیرید

طراحی درباره این است که جزئیات ریز درمورد کاربرهای نهایی محصول‌ را بفهمیم. داشتن تصویر بزرگ بسیار مهم است. کاربران شما عضوی از بسیاری از سیستم‌های تکنولوژی و اجتماعی هستند که بسیار بر سیستم اعتقادی و مدل‌های ذهنی آن‌ها اثرگذار است. بنابراین نگاه به تصویر بزرگتر به معنی این است که در نظر بگیریم این سیستم‌ها چگونه بر نوآوری اثرگذار هستند و اینکه نوآوری چگونه بر این سیستم‌ها اثرگذار است.

این موضوع را هیچ‌زمان نباید فراموش کنیم که مشتری به دلیل ارزش ایجاد شده از محصول استفاده می‌کند. وقتی بر تصویر بزرگتر متمرکز می‌شوید در واقع بر ارزش‌ها و چرایی متمرکز می‌شوید و این به شما کمک می‌کند تصمیمات بهتر و مرتبط‌تر در مورد چیزهایی که به طراحی نیاز دارند بگیرید. تمرکز بر ارزش‌ها شما را قادر می‌سازد تا چیزهایی خلق کنید که مشتریان حاضرند برای آن‌ها بهایی بپردازند، آن را به دیگران معرفی کنند و دوباره به سراغش بیایند. با تصویر بزرگ در ذهن بهتر می‌توانیم موانع اصلی را مشخص کنیم. راه‌حلی مناسب و یکپارچه پیدا کنیم و تلاش کنیم تا مساله جدیدی را با راه حل کنونی به وجود نیاوریم.

طراحی هر چیز جدید با یک ذهنیت شروع می‌شود. باید توجه داشته‌باشیم خود را به بخش کسب‌وکار محدود نکنیم بلکه به هر زمینه که با آن درگیر هستیم مثل خانواده، روابط، فرهنگ، سیاست و جامعه بپردازیم. ما برای ایجاد تغییر به داشتن تاثیرات مثبت نیاز داریم. اگر هر کدام از ما تنها کمی همدردی و کنجکاوی کنیم قطعا می‌توانیم ارزش‌های بیشتری را به زندگی مردم ارائه کنیم.

سایر مطالب

تجربه‌ی کاربری چیست و چرا اهمیت دارد؟

تجربه‌ی کاربری چیست و چرا اهمیت دارد؟

۱۳۹۶/۱۱/۲۹

تجربه کاربری به کلام ساده یعنی کاربر در هنگام کار با یک محصول دیجیتال چه احساسی دارد. تجربه‌ی کاربری شامل فاکتورهای زیادی‌ست. بعضی از این موارد...

ادامه مطلب
از UI/UX که حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

از UI/UX که حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

۱۳۹۶/۱۲/۱۰

در مباحث توسعه‌ی محصول در فضای وب و اپلیکیشن گاه مفهوم توسعه‌ی کد با طراحی UI/UX اشتباه گرفته می‌شود ؛ بسیار دیده شده که یک توسعه‌دهنده‌ی...

ادامه مطلب

آیا تحصیلات دانشگاهی رسیدن به شغل ایده‌آلم را تضمین می‌کند؟

۱۳۹۷/۰۳/۱۰

هنگامی که می‌خواهیم در مورد ارتباط ادامه تحصیل با شغل ایده‌آلمان صحبت کنیم لازم است به چند نکته توجه کنیم؛ نخست اینکه شغل ایده‌آل ما...

ادامه مطلب

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید